عربده‌کشی‌های اقتصاد سیاسی؛ پشت حملات محمدباقر خرازی چه منافعی قرار دارد؟

نویسنده
fariborz kalantari
ذخیره
اشتراک‌گذاری

    محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، بعد از کشته شدن عمویش، کمال خرازی، در جنگ ۴۰ روزه جرات یافته تا فیلم‌های بیشتری از خودش در فضای مجازی منتشر کند و ارکان مختلف نظام را زیر سوال ببرد.

    بیشتر واکنش‌ها به سخنان تازه دبیرکل حزب‌الله ایران سیاسی بود. بعضی آن را نشانه شکاف میان دولت مسعود پزشکیان و حلقه نزدیک به رهبر جدید جمهوری اسلامی دانستند.

    برخی دیگر گفتند خرازی مامور شده زمینه حذف رییس دولت، تضعیف محمدباقر قالیباف یا تغییر آرایش شورای عالی امنیت ملی را فراهم کند.

    گروهی هم سخنان او را بخشی از دعوای قدیمی میان شبکه‌های امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی دیدند.

    این تحلیل‌ها ممکن است بخشی از ماجرا را توضیح دهند، اما یک بخش مهم را نادیده می‌گیرند: اقتصاد سیاسی خانواده خرازی.

    برای فهم رفتار چهره‌های نزدیک به هسته سخت قدرت نباید فقط به مواضع سیاسی آن‌ها نگاه کرد.

    باید دید خودشان و خانواده‌شان چه منافع اقتصادی دارند، از چه شرکت‌هایی سود می‌برند، چه خسارت‌هایی دیده‌اند و برای جبران این خسارت‌ها به چه منابعی چشم دوخته‌اند.

    یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

    یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

    نمایش دسترسی به بیت

    خرازی در سخنان تازه‌اش با لحنی آمرانه درباره پزشکیان، مجتبی خامنه‌ای، روسای پیشین دولت و چهره‌هایی مانند قالیباف حرف می‌زند.

    او مدعی است از مناسبات درونی قدرت خبر دارد، نامه‌ها و استعفاهای رییس‌جمهور را می‌شناسد و از تصمیم‌هایی آگاه است که هنوز رسما اعلام نشده‌اند.

    دفتر مجتبی خامنهای ۱۳ مرداد بخشی از این ادعاها، از جمله نقل‌قول منتسب به واکنش او به نامه استعفای پزشکیان، را رسما تکذیب کرد و گفت مطالب خارج از مجاری رسمی دفتر رهبر جمهوری اسلامی سندیت ندارد.

    خرازی تلاش می‌کند به مخاطب بقبولاند که یک تحلیلگر بیرون از ساختار نیست. او خود را کسی نشان می‌دهد که دهه‌ها با خانواده خامنه‌ای ارتباط سببی و نسبی داشته، با مجتبی خامنه‌ای رفاقت کرده و به اسرار پنهان بیت دسترسی دارد.

    در یکی از روایت‌هایش حتی درباره برادر وحید حقانیان ادعا کرده که او با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ارتباط داشته است.

    این ادعا تا امروز با سند قابل بررسی همراه نشده؛ نه مدرک مستقلی منتشر شده و نه منبعی معتبر آن را تایید کرده است.

    اهمیت این ادعاها فقط در درستی یا نادرستی آن‌ها نیست. خرازی با طرح چنین موضوعاتی، برای خودش نوعی قدرت می‌سازد.

    پیام او این است: «من از پرونده‌ها، روابط خانوادگی، اختلاف‌ها و اسرار درون حکومت خبر دارم. من کسی نیستم که بتوان به‌سادگی نادیده‌اش گرفت.»

    این نمایش قدرت را باید کنار موقعیت اقتصادی خانواده او گذاشت.

    نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

    نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

    رد پول، نوبیتکس و شبکه آقامیر

    بر اساس گزارش تحقیقی رویترز که اردیبهشت‌ماه منتشر شد، علی و محمد خرازی، دو پسر محمدباقر خرازی، با استفاده از نام خانوادگی «آقامیر» در تاسیس و اداره نوبیتکس نقش اصلی داشته‌اند؛ نهادی که به بزرگ‌ترین صرافی رمزارز ایران تبدیل شد.

    نوبیتکس بیش از ۱۱ میلیون کاربر دارد و برآورد می‌شود حدود ۷۰ درصد معاملات رمزارزی کشور را در اختیار داشته باشد. رویترز حجم کل رمزارز پردازش‌شده در این صرافی را نزدیک به ۱۱ میلیارد دلار گزارش کرده است.

    این رقم به معنی سود شخصی بنیان‌گذاران نیست، اما می‌توان با اطمینان گفت آن‌ها در راس یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کسب‌وکارهای مالی ایران قرار گرفته‌اند.

    این شرکت در اقتصاد تحریم‌زده کشور نقش کلیدی داشته و بخش بزرگی از مبادلات رمزارزی ایران را در اختیار گرفته است.

    رویترز همچنین بر پایه داده‌های شرکت‌های تحلیل بلاک‌چین گزارش داد میلیون‌ها تا صدها میلیون دلار از منابع مرتبط با نهادهای تحریم‌شده، از جمله بانک مرکزی و سپاه پاسداران، از مسیر نوبیتکس عبور کرده است.

    نوبیتکس ارتباط سازمان‌یافته با نهادهای حکومتی را رد کرده و گفته چنین انتقال‌هایی، اگر رخ داده، بدون اطلاع مدیریت بوده است.

    یک ماه بعد، وزارت خزانهداری آمریکا نوبیتکس، مدیرعامل آن و برادران خرازی را تحریم کرد.

    نوبیتکس پیش‌تر نیز در جریان یک حمله سایبری بزرگ، حدود ۹۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار خسارت دیده بود.

    مدیران شرکت گفتند زیان کاربران را از منابع داخلی شرکت و سرمایه سهام‌داران جبران کرده‌اند.

    پس از این خسارت و تحریم، مدیرعامل نوبیتکس در نامه‌ای به وزیر ارتباطات خواستار پیگیری دریافت وام ارزی از منابع صندوق توسعه ملی شد.

    نوبیتکس بعدتر اعلام کرد این نامه در پاسخ به فراخوان دولت برای معرفی کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از جنگ ارسال شده است.

    همین‌جاست که بحث از سیاست صرف خارج می‌شود.

    صندوق توسعه ملی از منابع عمومی کشور تغذیه می‌شود. این صندوق برای نجات سهام‌داران یک شرکت خصوصی از پیامدهای هک، تحریم یا ضعف مدیریت ریسک ساخته نشده است.

    اگر یک صرافی خصوصی در دوره رونق، درآمد و سود خود را میان مالکان و سهام‌داران تقسیم می‌کند، چرا در دوره خسارت باید منابع عمومی وارد ماجرا شود؟

    می‌توان به آن گفت سیاست خصوصی‌سازی سود، اجتماعی‌سازی زیان.

    فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

    فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

    مرز میان واقعیت و فرضیه

    اگرچه سندی در دست نیست که نشان دهد خرازی با انتقاد از پزشکیان، قالیباف یا دیگر مقام‌ها در پی وادار کردن دولت به پذیرش درخواست مالی پسرانش است، اما نبود چنین سندی نیز هم‌زمانی این رخدادها را بی‌اهمیت نمی‌کند.

    این‌جاست که روزنامه‌نگار حق دارد بپرسد آیا منافع اقتصادی خانواده خرازی در مواضع سیاسی پدر هیچ نقشی ندارد؟ آیا حمله به دولت و نمایش نزدیکی به رهبر جدید می‌تواند ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی خانواده باشد؟

    وقتی پدر خانواده‌ای بانفوذ هم‌زمان با مشکلات مالی و تحریمی شرکت پسرانش، رییس دولت را تحقیر می‌کند، درباره آینده مقامات تصمیم می‌گیرد و از رابطه ۴۰ ساله با رهبر جدید سخن می‌گوید، نمی‌توان منافع اقتصادی را کاملا نادیده گرفت.

    نمایش دسترسی به بیت، حتی اگر بخشی از آن اغراق‌آمیز باشد، برای مدیران دولتی، بانک‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر یک پیام دارد: با یک متقاضی عادی روبه‌رو نیستید.

    خرازی ممکن است واقعا درگیر یک نزاع سیاسی باشد یا بخواهد جایگاه خود را در ساختار جدید قدرت تثبیت کند. اما تا وقتی شرکت متعلق به پسرانش از دولت درخواست استفاده از منابع عمومی دارد، سخنان سیاسی او را نمی‌توان بدون بررسی تعارض منافع تحلیل کرد.

    برای فهم عربده‌های اقتصاد سیاسی خرازی، پرسش درست این نیست که او طرفدار کدام جناح است یا با کدام رییس دولت دشمنی دارد.

    پرسش درست این است: خانواده او چه چیزی برای از دست دادن دارد و از دولت و مجتبی خامنه‌ای چه می‌خواهد؟

    در جمهوری اسلامی، قدرت سیاسی اغلب مسیر دسترسی به منابع اقتصادی را باز می‌کند و این بار هم، پیش از شنیدن ادامه سخنرانی‌ها، شاید بهتر باشد رد پول را دنبال کرد.